popped

/pɒpt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): poppedpast participle (مفعولی): popped-ing (حال): popping3rd (سوم): pops

فعل — ترق کردن

ترق کردنصدای ترکیدن دادن

ایجاد صدای کوتاه، تیز و انفجاری یا حرکتی ناگهانی.

Made a short, sharp, explosive sound or action.

«بادکنک ناگهان ترکید.»

The balloon popped suddenly.

«او آدامس بادکنکی را ترکاند.»

He popped the bubblegum.

تفاوت با واژه‌های مشابه
burstترکیدن

روزمره. مشابه است اما burst معمولاً به شکستن اشاره دارد نه فقط صدا.

Everyday. Similar, but burst usually means breaking open rather than just a sound.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000