در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
واژه غیررسمی برای پدر یا پدربزرگ، به صورت محبتآمیز به کار میرود.
Informal term for father or grandfather, used as a term of endearment.
«بابا قبل از خواب داستان تعریف کرد.»
“Poppa told stories before bedtime.”
«با پدربزرگم به ماهیگیری رفتم.»
“I went fishing with my poppa.”
غیررسمی. معمولاً برای پدر به کار میرود. با زمینه محبتآمیز مشابه.
Informal. Commonly used for father. Similar affectionate context.