practic

prac·tic/ˈpræktɪk/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more practicsuperlative (عالی): most practic

صفت — عملی

عملیکاربردی

مرتبط با کاربرد عملی یا استفاده؛ مربوط به انجام دادن واقعی کارها به جای نظریه.

Pertaining to practical application or use; concerned with actual doing rather than theory.

«او راه‌حل عملی برای مسئله ارائه داد.»

He gave a practic solution to the problem.

«تجربه عملی ضروری است.»

Practic experience is essential.

تفاوت با واژه‌های مشابه
practicalعملی

رایج. وقتی درباره کاربرد واقعی باشد قابل جایگزین است، مثل «مهارت‌های عملی».

Common. Interchangeable when referring to real-world use, e.g. 'practical skills'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000