preed

/priːd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): preedpast participle (مفعولی): preed-ing (حال): preening3rd (سوم): prees

فعل — جفت و جور کردن

جفت و جور کردنمرتب کردن

گذشته فعل preen؛ جفت و جور کردن خود، به‌ویژه پرندگان که پرهای خود را مرتب می‌کنند.

Past tense of 'preen'; to groom oneself, often birds tidying their feathers.

«پرنده پرهایش را مرتب کرد.»

The bird preed its feathers.

«او جلوی آینه خودش را جفت و جور کرد.»

She preed before the mirror.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000