در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل preen؛ جفت و جور کردن خود، بهویژه پرندگان که پرهای خود را مرتب میکنند.
Past tense of 'preen'; to groom oneself, often birds tidying their feathers.
«پرنده پرهایش را مرتب کرد.»
“The bird preed its feathers.”
«او جلوی آینه خودش را جفت و جور کرد.»
“She preed before the mirror.”