preventer

pre·vent·er/prɪˈvɛntər/
pre-beforeventcome or go-erone who
noun (اسم)commonplural (جمع): preventers

اسم — جلوگیرنده

جلوگیرندهمانعبازدارنده

شخص یا چیزی که مانع وقوع یک اتفاق می‌شود؛ بازدارنده.

A person or thing that stops something from happening; a hindrance.

«بازدارنده با واکنش سریع از حادثه جلوگیری کرد.»

The preventer avoided the accident by acting quickly.

«دستگاه‌های ایمنی به عنوان بازدارنده در بسیاری از ماشین‌آلات عمل می‌کنند.»

Safety devices act as preventers in many machines.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blockerمسدودکننده

غیررسمی. چیزی که مانع پیشرفت یا وقوع می‌شود.

Informal. Something that prevents progress or occurrence.

obstacleمانع

اصطلاح کلی برای چیزی که مانع یا جلوگیری می‌کند.

General term for something that impedes or prevents.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000