در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شخص یا چیزی که مانع وقوع یک اتفاق میشود؛ بازدارنده.
A person or thing that stops something from happening; a hindrance.
«بازدارنده با واکنش سریع از حادثه جلوگیری کرد.»
“The preventer avoided the accident by acting quickly.”
«دستگاههای ایمنی به عنوان بازدارنده در بسیاری از ماشینآلات عمل میکنند.»
“Safety devices act as preventers in many machines.”
غیررسمی. چیزی که مانع پیشرفت یا وقوع میشود.
Informal. Something that prevents progress or occurrence.
اصطلاح کلی برای چیزی که مانع یا جلوگیری میکند.
General term for something that impedes or prevents.