در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قابل پیشگیری یا جلوگیری قبل از وقوع.
Capable of being stopped or avoided before it happens.
«بسیاری از حوادث با اقدامات احتیاطی مناسب قابل پیشگیری هستند.»
“Many accidents are preventable with proper precautions.”
«این بیماری از طریق واکسیناسیون قابل پیشگیری است.»
“This disease is preventable through vaccination.”
رایج و روزمره. در بیشتر موارد زمانی که چیزی قابل جلوگیری باشد، قابل جایگزینی است، مثل «اشتباهات قابل اجتناب».
Common and everyday. Interchangeable in most contexts when something can be stopped from happening, e.g. 'avoidable mistakes'.