preys
فعل — شکار کردن
شکار کردن یا گرفتن حیوانات به عنوان غذا یا برای بقاء.
To hunt or seize animals for food or survival.
«باز بر پرندگان کوچکتر شکار میکند.»
“The hawk preys on smaller birds.”
«شیرها اغلب شبها شکار میکنند.»
“Lions often prey at night.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. هنگام اشاره به شکار حیوانات، معادل preys است.
Everyday. Synonymous with 'preys' when referring to animals catching other animals for food.
متضادها
اسم — شکار
حیواناتی که توسط حیوانات دیگر شکار و خورده میشوند.
Animals that are hunted and eaten by other animals.
«خرگوشها شکار معمولی روباهها هستند.»
“Rabbits are common prey for foxes.”
«گوزن قربانی شکارچی شد.»
“The deer fell victim to its prey.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. معمولاً برای حیواناتی که توسط انسان یا شکارچیان شکار میشوند به کار میرود.
Formal. Typically used for animals hunted by humans or predators.