princess

prin·cess/ˈprɪnsəs/
1noun (اسم)commonplural (جمع): princesses

اسم — شاهزاده خانم

شاهزاده خانمملکه

شاهزاده خانم عضوی از خانواده سلطنتی است، معمولا دختر پادشاه یا ملکه یا همسر شاهزاده.

A female member of a royal family, usually the daughter of a king or queen or the wife of a prince.

«شاهزاده خانم لباس زیبایی پوشیده بود.»

The princess wore a beautiful gown.

«او رویای شاهزاده شدن را در سر داشت.»

She dreamed of being a princess.

تفاوت با واژه‌های مشابه
royaltyسلطنتی

رسمی. به همه اعضای یک خانواده سلطنتی یا موقعیت سلطنتی به صورت جمعی اشاره دارد، نه به یک فرد. 'شاهزاده خانم سلطنتی است' درست است، اما 'او یک سلطنتی است' غلط است.

Formal. Refers to all members of a royal family collectively or the status of being royal, not an individual. 'The princess is royalty' works, but 'She is a royalty' doesn't.

heiressوارثه

رسمی. زنی که املاک یا لقبی را به ارث می‌برد یا حق به ارث بردن آن را دارد، که اغلب به ثروت یا جایگاه اشاره دارد. همیشه سلطنتی نیست. 'او یک شاهزاده و وارث تاج و تخت است' درست است، اما 'او یک وارث ساده است' به معنای سلطنتی بودن او نیست.

Formal. A woman who inherits or is entitled to inherit property or a title, often implying wealth or status. Not always royal. 'She is a princess and an heiress to the throne' works, but 'She is a simple heiress' does not imply she is royal.

2noun (اسم)informalplural (جمع): princesses

اسم — عزیزم

عزیزمخانم کوچولو

اصطلاحی محبت‌آمیز برای خطاب قرار دادن یک دختر یا زن جوان، که به معنی عزیز بودن یا لوس بودن اوست.

An affectionate term of address for a girl or young woman, implying she is cherished or pampered.

«بیا عزیزم، برویم.»

Come on, princess, let's go.

«دخترم یک شاهزاده خانم کوچولو است.»

My daughter is such a little princess.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000