professed

pro·fessed/prəˈfɛst/
pro-forward, publiclyfessdeclare, admit
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more professedsuperlative (عالی): most professed

صفت — اعلام شده

اعلام شدهادعایی

به‌طور علنی اعلام شده ولی گاهی واقعی یا صادقانه نیست.

Declared openly but sometimes insincere or not genuine.

«باورهای اعلام‌شده او با رفتارهایش همخوانی ندارد.»

Her professed beliefs do not match her actions.

«هدف اعلام‌شده ارتقای کیفیت آموزش بود.»

The professed aim was to improve education quality.

تفاوت با واژه‌های مشابه
avowedاعلام شده

رسمی. معنای مشابه ولی تاکید بر اعلام آشکار دارد؛ ممکن است صادقانه باشد یا نه.

Formal. Similar meaning but emphasizes open declaration; can be sincere or not.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000