profited

prof·ited/ˈprɒfɪtɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): profitedpast participle (مفعولی): profited-ing (حال): profiting3rd (سوم): profits

فعل — سود بردن

سود بردنکسب سود

از چیزی پول یا سود کسب کردن

gained money or advantage from something

«شرکت از محصول جدید سود برد.»

The company profited from the new product.

«او با سرمایه‌گذاری زودهنگام سود کرد.»

He profited by investing early.

تفاوت با واژه‌های مشابه
earnedکسب کردن

متداول. دریافت پول از کار یا سرمایه‌گذاری.

Common. To receive money from work or investment.

gainedبه‌دست آوردن

اصطلاح کلی برای به دست آوردن منفعت یا سود.

General term for obtaining benefit or advantage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000