فعل — کسب شده
درآمد کسب کردن یا چیزی را در نتیجه تلاش و کار به دست آوردن.
Obtained money in return for labor or services; gained as a result of one's actions or qualities.
«او در شغل جدیدش حقوق خوبی کسب کرد.»
“She earned a good salary at her new job.”
«کار سختش برای او ارتقا به همراه داشت.»
“His hard work earned him a promotion.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. هنگام اشاره به دستیابی به چیزی از طریق تلاش یا شایستگی، با 'earned' قابل تعویض است. برای موارد غیر پولی نیز قابل استفاده است، مانند 'تجربه کسب شده'. برای دریافت منفعلانه نیست.
Common. Interchangeable with 'earned' when referring to acquiring something through effort or merit. Can be used for non-monetary things as well, like 'gained experience'. Not for passive receipt.
رسمی. هنگامی که اکتساب یک تلاش عمدی است، اغلب برای مهارت ها یا دارایی ها، با 'earned' قابل تعویض است. برای دستمزدهای معمولی کمتر رایج است. 'دانش اکتسابی' رایج است.
Formal. Interchangeable with 'earned' when the acquisition is a deliberate effort, often for skills or assets. Less common for regular wages. 'Acquired knowledge' is common.
رسمی/ادبی. بر شایستگی چیزی بر اساس اعمال یا شخصیت فرد تأکید دارد. کمتر در مورد کسب مالی، بیشتر در مورد شناخت یا پاداش. 'شجاعت او شایسته پاداش بود'.
Formal/Literary. Emphasizes deserving something based on one's actions or character. Less about monetary gain, more about recognition or reward. 'His bravery merited an award'.