pronate

pro·nate/ˈproʊneɪt/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): pronatedpast participle (مفعولی): pronated-ing (حال): pronating3rd (سوم): pronates

فعل — پرانیت کردن

پرانیت کردنچرخاندن به داخل

چرخش ساعد یا پا به طوری که کف دست یا کف پا به سمت پایین یا عقب باشد.

To rotate the forearm or foot so that the palm or sole faces downward or backward.

«ورزشکار هنگام دویدن پایش را پرانیت می‌کند.»

The athlete pronates her foot when running.

«برای اینکه کف دست به پایین باشد، ساعدتان را بچرخانید.»

Pronate your arm to turn the palm down.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000