propose marriage

pro·pose mar·riage/prəˈpoʊz ˈmærɪdʒ/
proposeto suggest or askmarriagethe act of marrying
phrase (عبارت)common

عبارت — درخواست ازدواج کردن

درخواست ازدواج کردنپیشنهاد ازدواج دادن

رسماً از کسی درخواست ازدواج کردن

to formally ask someone to marry you

«او دیشب از دخترخاله‌اش درخواست ازدواج کرد.»

He proposed marriage to his girlfriend last night.

«وقتی او درخواست ازدواج کرد، جواب مثبت داد.»

She said yes when he proposed marriage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000