در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گونهای از گیاهان علفی چندساله از خانواده نعناع، که معمولاً با نام گل عینک یا
A genus of herbaceous perennial plants in the mint family, commonly known as self-heal or heal-all, often used in traditional medicine.
«پرونلا وولگاریس یک گل وحشی رایج است.»
“Prunella vulgaris is a common wildflower.”
«عصارههای پرونلا در داروهای گیاهی استفاده میشوند.»
“Extracts from prunella are used in herbal remedies.”
پارچهای پشمی و بادوام از نوع ورستد که معمولاً از پشم یا ترکیبی از آن تهیه میشد و قبلاً برای لباسهای دانشگاهی و کفش به کار میرفت.
A strong, durable worsted fabric, typically made from wool or a wool blend, formerly used for academic gowns and shoes.
«آن لباس دانشگاهی قدیمی از پرونلا ساخته شده بود.»
“The old academic gown was made of prunella.”
«پرونلا به خاطر دوامش باارزش بود.»
“Prunella was prized for its durability.”