psychoanalysing

psy·cho·an·a·lys·ing/ˌsaɪkoʊˈænəlaɪzɪŋ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): psychoanalysedpast participle (مفعولی): psychoanalysed-ing (حال): psychoanalysing3rd (سوم): psychoanalyses

فعل — روانکاوی کردن

روانکاوی کردن

مشغول به کار روانکاوی، یک روش درمانی که ذهن ناخودآگاه را بررسی می‌کند.

Engaging in the practice of psychoanalysis, a therapy exploring unconscious mind.

«روانکاو خواب‌های بیمار را بررسی می‌کند.»

The therapist is psychoanalysing the patient's dreams.

«او در جلسه رفتار او را روانکاوی می‌کرد.»

She was psychoanalysing his behavior during the session.

تفاوت با واژه‌های مشابه
psychoanalyzingروانکاوی کردن

هم‌معنی با تفاوت املایی.

Same meaning, different spelling variation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000