psychoanalytical

psy·cho·an·al·y·ti·cal/ˌsaɪ.koʊˌæn.əˈlɪtɪkəl/
psychomind, soulanalysisdetailed examination-icalrelating to
adjective (صفت)technical

صفت — روانکاوی

روانکاویمربوط به روانکاوی

مربوط به یا مبتنی بر روانکاوی، روشی در درمان روان‌شناختی.

Relating to or based on psychoanalysis, a method of psychological therapy.

«او در تحقیقاتش از نظریه‌های روانکاوی استفاده کرد.»

He used psychoanalytical theories in his research.

«روش درمانی از نوع روانکاوی بود.»

The therapy was psychoanalytical in nature.

تفاوت با واژه‌های مشابه
psychodynamicروان‌پویشی

اصطلاح تخصصی مشابه روانکاوی، با تمرکز بر فرآیندهای ناخودآگاه در روان‌شناسی.

Technical term similar to psychoanalytical, focusing on unconscious processes in psychology.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000