psychosomatic

psy·cho·mat·ic/ˌsaɪ.koʊ.səˈmæt.ɪk/
psycho-mind, mentalsomaticbody, physical
adjective (صفت)technical

صفت — روان‌تنی

روان‌تنیناشی از ذهن

توصیف علائم بدنی که بیشتر به خاطر ذهن یا احساسات ایجاد می‌شوند تا بیماری جسمی مستقیم.

Describing physical symptoms caused or influenced by the mind or emotions rather than direct physical illness.

«سردردهای او روان‌تنی بود که به خاطر استرس ایجاد شده بود.»

Her headaches were psychosomatic, caused by stress.

«اختلالات روان‌تنی بر بدن و ذهن تاثیر می‌گذارند.»

Psychosomatic disorders affect body and mind.

تفاوت با واژه‌های مشابه
psychogenicروان‌زاد

فنی. توضیح علائمی که منشا آنها روان‌شناختی است.

Technical. Describes symptoms originating from psychological causes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000