psychotic

psy·chot·ic/saɪˈkɒt.ɪk/
psych-relating to mind/soul-oticpertaining to or characterized by
adjective (صفت)formal

صفت — روانی

روانیروان‌پریشانه

مربوط به یا نشان‌دهنده اختلال شدید ذهنی با ادراک اشتباه واقعیت.

Relating to or denoting a severe mental disorder characterized by distorted reality.

«او علائم روان‌پریشی نشان داد.»

He showed psychotic symptoms.

«حالت‌های روان‌پریشانه نیاز به مراقبت پزشکی دارند.»

Psychotic episodes require medical attention.

تفاوت با واژه‌های مشابه
delusionalموهوم

رسمی/پزشکی. به معنای داشتن باورهای نادرست شبیه روان‌پریشی است ولی دقیقاً برابر نیست.

Formal/medical. Means having false beliefs like in psychosis, similar but not exactly the same.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000