pulling power

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pull·ing pow·er/ˈpʊlɪŋ ˌpaʊər/
1noun (اسم)informal

اسم — جاذبه

جاذبهقدرت جذب

توانایی جلب توجه، مشتری یا حمایت دیگران.

The ability of a person, product, or idea to attract interest or support.

«آن خواننده هنوز جاذبهٔ زیادی دارد.»

The singer still has strong pulling power.

«قیمت برای خریداران قدرت جذب واقعی دارد.»

Price has real pulling power for buyers.

2noun (اسم)technical

اسم — قدرت کشش

قدرت کششتوان یدک‌کشی

توان موتور یا وسیله برای کشیدن بار یا وسیله‌ای دیگر.

The force or capacity of an engine or vehicle to pull a load.

«این تراکتور قدرت کشش کافی دارد.»

This tractor has enough pulling power.

«کامیون در سربالایی به قدرت کشش بیشتری نیاز دارد.»

The truck needs more pulling power uphill.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000