purulent

pu·ru·lent/ˈpjʊrʊlənt/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more purulentsuperlative (عالی): most purulent

صفت — چرکی

چرکیموّرّد

حاوی یا نشان‌دهنده چرک، نشانه عفونت یا التهاب.

Containing or showing pus, indicating infection or inflammation.

«زخم چرکی بود و نیاز به درمان داشت.»

The wound was purulent and needed treatment.

«ترشح چرکی نشانه عفونت است.»

Purulent discharge indicates infection.

تفاوت با واژه‌های مشابه
suppurativeچرکی

فنی. معنای مشابه، معمولاً در زمینه پزشکی استفاده می‌شود.

Technical. Similar meaning, often used in medical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000