pursuing

pur·su·ing/pərˈsuːɪŋ/
pur-forwardsuefollow, seek
verb (فعل)commonpast (گذشته): pursuedpast participle (مفعولی): pursued-ing (حال): pursuing3rd (سوم): pursues

فعل — دنبال کردن

دنبال کردنتعقیب کردنپیگیری کردن

به‌طور فعال دنبال چیزی یا کسی رفتن یا تعقیب کردن

Actively following or chasing something or someone

«او در حال دنبال کردن حرفه پزشکی است.»

She is pursuing a career in medicine.

«پلیس در حال تعقیب مظنون است.»

The police are pursuing the suspect.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chasingتعقیب کردن

روزمره. شبیه به pursuing است ولی معمولاً به دنبال کردن فیزیکی اشاره دارد؛ «تعقیب توپ» در مقابل «پیگیری هدف».

Everyday. Similar to pursuing but often implies physical following; 'chasing a ball' vs. 'pursuing a goal'.

seekingجستجو کردن

رسمی یا روزمره. بر جستجو کردن تاکید دارد تا دنبال کردن؛ در برخی بافت‌ها قابل تعویض است.

Formal or everyday. Emphasizes searching for rather than following; interchangeable in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000