put someone on to

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

put some·one on to/pʊt ˈsʌmwʌn ɑn tu/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — آشنا کردن

آشنا کردنمعرفی کردن

کسی را با فرد، فکر یا چیز مفیدی آشنا کردن.

To introduce someone to a useful person, idea, product, or source of information.

«یکی از دوستانم من را با این پادکست آشنا کرد.»

A friend put me on to this podcast.

«چه کسی تو را با آن تأمین‌کننده آشنا کرد؟»

Who put you on to that supplier?

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000