اسم — رقص چهارگوش
نوعی رقص چهارگوش و شاد که در قرنهای هجدهم و نوزدهم بین چهار زوج رایج بود.
A type of lively square dance for four couples, popular in the 18th and 19th centuries.
«آنها در جشنواره رقصهای سنتی چهارگوش اجرا کردند.»
“They performed traditional quadrilles at the festival.”
«تالار رقص پر از رقصندگانی بود که رقص چهارگوش میکردند.»
“The ballroom was filled with dancers performing quadrilles.”
اسم — بازی کارت چهارگوش
بازی کارتی با دستهای ویژه شامل ۴۰ کارت که به بازی اسپانیایی «تروکو» مرتبط است.
A card game played with a special deck of 40 cards, related to the Spanish game "truco".
«او در سفرهایش به اسپانیا بازی کارت چهارگوش را یاد گرفت.»
“He learned to play quadrilles during his travels in Spain.”
«برای بردن در بازی کارت چهارگوش، مهارت و حافظه لازم است.»
“Quadrilles requires skill and memory to win.”