quadrennial

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

quad·ren·ni·al/kwɑːdˈrɛn.i.əl/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more quadrennialsuperlative (عالی): most quadrennial

صفت — چهارساله

چهارسالههر چهار سال یک بار

اتفاق افتادن هر چهار سال یک بار.

Happening every four years.

«المپیک یک رویداد چهار ساله است.»

“The Olympics are a quadrennial event.”

«آنها کنفرانسی چهارساله برنامه‌ریزی کردند.»

“They plan a quadrennial conference.”

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000