quag

/kwæg/
noun (اسم)archaic

اسم — باتلاق

باتلاقزمین نرم و مرطوب

زمینی نرم و مرطوب مانند باتلاق؛ گاه به معنای وضعیتی دشوار یا بغرنج (نادر).

A soft, wet, marshy area of land or bog; sometimes a difficult or troublesome situation (rare).

«کوهنوردان در یک زمین باتلاقی عمیق گیر کردند.»

The hikers got stuck in a deep quag.

«ماشین پس از باران شدید در باتلاق فرورفت.»

The car sank into the quag after heavy rain.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000