در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چهار برابر بیشتر یا بیشتر بودن
Four times as much or as many
«حقوق او بعد از ارتقا چهار برابر شد.»
“Her salary became quadruple after the promotion.”
«سود شرکت در پنج سال چهار برابر شده است.»
“The company’s profits have quadrupled in five years.”
افزایش چیزی به میزان چهار برابر
To increase something four times
«آنها فروش خود را سال گذشته چهار برابر کردند.»
“They managed to quadruple their sales last year.”
«مساحت پس از توسعه چهار برابر شد.»