quantum

quan·tum/ˈkwɒntəm/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): quantums

اسم — کوآنتوم

کوآنتوممقدار گسسته

مقدار معین و گسسته، مخصوصاً در فیزیک

A discrete quantity or amount, especially in physics

«مکانیک کوانتوم ذرات در مقیاس‌های بسیار کوچک را مطالعه می‌کند.»

Quantum mechanics studies particles at the smallest scales.

«انرژی به صورت بسته‌های گسسته است.»

The energy comes in quantum packets.

2adjective (صفت)technical

صفت — کوانتومی

کوانتومینظریه کوانتوم

مرتبط با یا مبتنی بر اصول نظریه کوانتوم

Relating to or based on the principles of quantum theory

«رایانه‌های کوانتومی از بیت‌های کوانتومی به نام کیوبیت استفاده می‌کنند.»

Quantum computers use quantum bits called qubits.

«او در حال تحقیق درباره درهم‌تنیدگی کوانتومی است.»

She is researching quantum entanglement.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000