quartered

quar·tered/ˈkwɔːr.tərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): quarteredpast participle (مفعولی): quartered-ing (حال): quartering3rd (سوم): quarters

فعل — چهار قسمت شده

چهار قسمت شدهربع بندی شده

تقسیم شده به چهار قسمت یا بخش.

Divided into four parts or sections.

«نقشه به چهار ناحیه تقسیم شده بود.»

The map was quartered into regions.

«کیک قبل از سرو به چهار قسمت تقسیم شد.»

The cake was quartered before serving.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dividedتقسیم شده

رایج. اصطلاح کلی تقسیم کردن، لزوماً به چهار قسمت نیست.

Common. General term for splitting, not necessarily into four parts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000