quarterback

quar·ter·back/ˈkwɔːrtərˌbæk/
quarter-one fourth, a partbackposition behind / rear
noun (اسم)commonplural (جمع): quarterbacks

اسم — کوارتر بک

کوارتر بکگذرنده توپ

بازیکن فوتبال آمریکایی که تصمیم‌گیرنده در حمله تیم است و معمولاً توپ را پرتاب می‌کند.

The player in American football who directs the team's offense and usually throws the ball.

«کوارتر بک یک پاس گل فرستاد.»

The quarterback threw a touchdown pass.

«کوارتر بک ما در تحلیل دفاع‌ها بسیار ماهر است.»

Our quarterback is very skilled at reading defenses.

تفاوت با واژه‌های مشابه
signal-callerبازیکن هدایت‌کننده

غیررسمی. معمولاً به کوارتر بک اشاره دارد و نقش دستور دادن بازی را برجسته می‌کند؛ بیشتر در گزارش‌های ورزشی استفاده می‌شود.

Informal. Usually refers to a quarterback, emphasizing their role in calling plays; used mainly in sports commentary.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000