quarryman
اسم — معدنچی سنگ
فردی که در معدن سنگ کار میکند و به استخراج سنگ یا مواد دیگر مشغول است.
A person who works in a quarry, extracting stone or other materials.
«معدنچی روزهایش را با انفجار و حمل سنگ میگذراند.»
“The quarryman spent his days blasting and hauling rock.”
«یک معدنچی خوب میداند چگونه سازندهای سنگی را تشخیص دهد.»
“A good quarryman knows how to read the rock formations.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. اصطلاحی عمومی برای هرکسی که مواد را از زمین استخراج میکند. زمانی قابل تعویض است که معدنچی در زیرزمین یا اعماق یک معدن بزرگ کار میکند. اگر به طور خاص به استخراج سطحی اشاره داشته باشد، قابل تعویض نیست.
Everyday. Broad term for anyone extracting materials from the earth. Interchangeable when the quarryman is working underground or deep within a large quarry. Not interchangeable if specifically referring to surface quarrying.
روزمره. به یک صنعتگر ماهر که سنگ را شکل میدهد و میتراشد اشاره دارد، نه لزوماً استخراج کننده آن. میتواند مترادف باشد اگر معدنچی برخی تراشهای اولیه سنگ استخراج شده را نیز انجام دهد.
Everyday. Refers to a skilled craftsperson who shapes and dresses stone, not necessarily extracts it. Can be a synonym if the quarryman also performs some basic shaping of the stone extracted.
اسم — کلنگ معدنچی
نوعی چکش یا کلنگ سنگین که توسط معدنچیان سنگ استفاده میشود.
A type of heavy-duty hammer or pickaxe used by quarrymen.
«او کلنگ معدنچی را با نیروی زیاد چرخاند تا صخره بزرگ را بشکند.»
“He swung the quarryman with great force to break the large boulder.”
«کلنگ قدیمی معدنچی قبل از هر بار استفاده با دقت تیز میشد.»
“The old quarryman was carefully sharpened before each use.”