quarreled

/ˈkwɒr.əld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): quarreledpast participle (مفعولی): quarreled-ing (حال): quarreling3rd (سوم): quarrels

فعل — مشاجره کرد

مشاجره کرددعوا کرد

گذشته فعل 'quarrel': مشاجره یا بحث عصبانیانه داشتن

Past tense of 'quarrel': to have an angry argument or disagreement

«آنها درباره پول دعوا کردند.»

They quarreled about money issues.

«او دیروز با برادرش مشاجره کرد.»

She quarreled with her brother yesterday.

تفاوت با واژه‌های مشابه
arguedمشاجره کرد

رایج. داشتن نزاع لفظی با احساس.

Common. To have a verbal disagreement with emotion.

disagreedمخالفت کرد

رایج. داشتن نظر متفاوت، کمتر برانگیزاننده احساس.

Common. To have a difference of opinion but less emotional.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000