quintuplet
اسم — پنچقلو
یکی از پنج فرزندی که در یک زایمان متولد شدهاند.
One of five children born at one birth.
«خانواده از به دنیا آمدن پنجقلوها بسیار خوشحال شدند.»
“The family was overjoyed to welcome quintuplets.”
«او تنها دختر در میان پنجقلوهاست.»
“She is the only girl among the quintuplets.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. اصطلاحی مشابه برای سه فرزند متولد شده همزمان. از نظر تعداد قابل تعویض نیست، اما از نظر مفهوم چندقلوزایی بله.
Everyday. Similar term for three children born at once. Not interchangeable in terms of number, but in the concept of multiple births.
روزمره. اصطلاحی مشابه برای چهار فرزند متولد شده همزمان. از نظر تعداد قابل تعویض نیست، اما از نظر مفهوم چندقلوزایی بله.
Everyday. Similar term for four children born at once. Not interchangeable in terms of number, but in the concept of multiple births.
اسم — پنچگانه (موسیقی)
(موسیقی) گروهی از پنج نت که باید در زمان چهار نت اجرا شوند، یا گروهی از پنج بیت شعر.
(Music) A group of five notes to be performed in the time of four, or a group of five lines of verse.
«آهنگساز از ریتم پنچگانه برای ایجاد یک افکت منحصر به فرد استفاده کرد.»
“The composer used a quintuplet rhythm for a unique effect.”
«شاعر خطوط را در مجموعهای از خماسیها مرتب کرد.»
“The poet arranged the lines in a series of quintuplets.”