radicchio

ra·dic·chio/rəˈdɪkioʊ/
1noun (اسم)common

اسم — رادیکیو

رادیکیوکاسنی قرمز

نوعی سبزی برگ‌دار از خانواده کاسنی با برگ‌های بنفش مایل به قرمز و طعمی کمی تلخ که معمولاً در سالاد استفاده می‌شود.

A leafy chicory vegetable with reddish-purple leaves and a slightly bitter taste, commonly used in salads.

«او رادیکیو را به سالاد سبزیجات مخلوط اضافه کرد.»

She added radicchio to the mixed green salad.

«رادیکیو تضاد رنگی زیبایی در بشقاب ایجاد کرد.»

The radicchio provided a beautiful color contrast on the plate.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): radicchios

اسم — گیاه رادیکیو

گیاه رادیکیو

گیاهی از گونه Cichorium intybus که به خاطر برگ‌هایش کشت می‌شود.

A plant of the species Cichorium intybus, cultivated for its leaves.

«گیاه رادیکیو در آب و هوای خنک‌تر رشد می‌کند.»

The radicchio plant thrives in cooler climates.

«آنها امسال در باغ خود رادیکیو پرورش می‌دهند.»

They are growing radicchio in their garden this year.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000