در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مسابقهای که افراد بلیط میخرند تا به صورت شانسی برنده جایزه شوند.
A contest where people buy tickets to win prizes by chance.
«آنها برای جمعآوری پول خیریه قرعهکشی برگزار کردند.»
“They held a raffle to raise money for charity.”
«یک بلیط قرعهکشی خریدم به امید بردن.»
“I bought a raffle ticket hoping to win.”
معمول. اصطلاح کلی برای بازیهای شانسی؛ 'raffle' خرید بلیط و جایزه دارد.
برگزاری یا شرکت در قرعهکشی.
To hold or participate in a raffle.
«در رویداد جوایز را قرعهکشی کردند.»
“They raffled off the prizes at the event.”
«بلیطها را برای جمعآوری پول قرعهکشی کردیم.»
“We raffled tickets to raise funds.”
Common. General term for games of chance; 'raffle' involves ticket purchase and prizes.