raffled

raf·fled/ˈræfld/
rafflea lottery for charity or prizes
verb (فعل)commonpast (گذشته): raffledpast participle (مفعولی): raffled-ing (حال): raffling3rd (سوم): raffles

فعل — شرکت در قرعه‌کشی

شرکت در قرعه‌کشیشرکت در بخت‌آزمایی

گذشته فعل raffle؛ جمع‌آوری پول با فروش بلیت‌های شماره‌دار برای بردن جایزه.

Past tense of raffle; to raise money by selling numbered tickets for a chance to win a prize.

«آن‌ها کالاهای اهدایی را برای جمع‌آوری پول قرعه‌کشی کردند.»

They raffled donated items to raise funds.

«او کتاب‌های قدیمی‌اش را در مراسم قرعه‌کشی کرد.»

She raffled her old books at the event.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000