verb (فعل)commonpast (گذشته): raffledpast participle (مفعولی): raffled-ing (حال): raffling3rd (سوم): raffles
فعل — شرکت در قرعهکشی
شرکت در قرعهکشیشرکت در بختآزمایی
گذشته فعل raffle؛ جمعآوری پول با فروش بلیتهای شمارهدار برای بردن جایزه.
Past tense of raffle; to raise money by selling numbered tickets for a chance to win a prize.
«آنها کالاهای اهدایی را برای جمعآوری پول قرعهکشی کردند.»
“They raffled donated items to raise funds.”
«او کتابهای قدیمیاش را در مراسم قرعهکشی کرد.»
“She raffled her old books at the event.”