rainy day

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

rain·y day/ˈreɪni deɪ/
1phrase (عبارت)common

عبارت — روز بارانی

روز بارانی

روزی که در آن باران می‌بارد.

a day when rain falls

«در یک روز بارانی داخل خانه ماندیم.»

We stayed indoors on a rainy day.

«یک روز بارانی می‌تواند آرامش‌بخش باشد.»

A rainy day can feel peaceful.

2phrase (عبارت)common

عبارت — روز مبادا

روز مبادازمان سختی

زمانی در آینده که آدم با مشکل یا نیاز مالی روبه‌رو می‌شود.

a future time of trouble or financial need

«او برای روز مبادا پول پس‌انداز می‌کند.»

She saves money for a rainy day.

«کمی پول نقد برای روز مبادا نگه دار.»

Keep some cash for a rainy day.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000