reamed

/riːmd/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): reamedpast participle (مفعولی): reamed-ing (حال): reaming3rd (سوم): reams

فعل — سوراخ‌کاری شده

سوراخ‌کاری شدهریم شده

حفره‌ای را با استفاده از ابزار ریمر بزرگتر یا شکل داده است (گذشته فعل).

Enlarged or shaped a hole in material using a reamer (past tense).

«او لوله فلزی را برای قرار گرفتن شیر سوراخ‌کاری کرد.»

He reamed the metal pipe to fit the valve.

«تکنسین با دقت سوراخ را ریم کرد.»

The technician reamed the hole carefully.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000