reanimation

re·a·ni·ma·tion/riˌænəˈmeɪʃən/
re-againanimateto bring to life-tionstate or process
noun (اسم)formal

اسم — احیا

احیابازگرداندن زندگی

فرایند بازگرداندن حیات یا هوشیاری؛ احیا

the process of restoring life or consciousness; revival

«بیمار پس از احیا دوباره زندگی یافت.»

The patient underwent reanimation after resuscitation.

«روش‌های احیا در پزشکی پیشرفت کرده‌اند.»

Reanimation techniques have advanced in medicine.

تفاوت با واژه‌های مشابه
revivalاحیا

رسمی. به طور کلی به فعالیت یا زنده شدن دوباره اشاره دارد.

Formal. Refers broadly to becoming active or alive again.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000