reciprocation

re·cip·ro·ca·tion/rɪˌsɪprəˈkeɪʃən/
re-backciprotake, seize (from Latin) -cationact or process
noun (اسم)formal

اسم — پاسخ متقابل

پاسخ متقابلمعامله دوطرفه

عمل پاسخ دادن به چیزی با عملی مشابه یا بازگرداندن چیزی در قبال دریافت آن.

The act of giving something back in return; responding to an action with a similar one.

«دوستی آن‌ها بر پاسخ متقابل بنا شده بود.»

Their friendship was based on mutual reciprocation.

«پاسخ متقابل به لطف‌ها روابط را تقویت می‌کند.»

Reciprocation of favors strengthens relationships.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000