recipe

rec·i·pe/ˈrɛsəpi/
noun (اسم)commonplural (جمع): recipes

اسم — دستور پخت

دستور پختطرز تهیه

دستورالعملی برای آماده‌سازی یک غذای خاص.

A set of instructions for preparing a particular dish or meal.

«این دستور پخت کیک خوشمزه‌ای درست می‌کند.»

This recipe makes a delicious cake.

«دستور پخت را با دقت دنبال کردم.»

I followed the recipe carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
formulaفرمول

رسمی. گاهی برای دستورهای دقیق یا ترکیبات استفاده می‌شود، کمتر در مورد غذا.

Formal. Sometimes used for precise instructions or mixtures, less common for food.

methodروش

اصطلاح عمومی برای نحوه انجام کاری، از جمله آشپزی.

General term for a way of doing something, including cooking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000