recidivism

re·cid·i·vism/rɪˈsɪdɪvɪzəm/
re-againcidfall-ivismcondition or practice
noun (اسم)technical

اسم — عود جرم

عود جرمتکرار جرم

تمایل مجرم به ارتکاب جرم دوباره پس از محکومیت.

The tendency of a convicted criminal to reoffend.

«نرخ تکرار جرم در برخی زندان‌ها بالاست.»

Recidivism rates are high in some prisons.

«برنامه‌ها هدفشان کاهش عود جرم در بین مجرمان است.»

Programs aim to reduce recidivism among offenders.

تفاوت با واژه‌های مشابه
relapseعود

رسمی. برای بازگشت به عادت‌های بد یا جرم کاربرد دارد.

Formal. Used for returning to bad habits or crimes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000