recharging

re·charg·ing/ˌriːˈtʃɑːrdʒɪŋ/
re-againchargeto supply energy or power-ingpresent participle/gerund
noun (اسم)common

اسم — شارژ مجدد

شارژ مجدددوباره شارژ کردن

عمل یا فرایند بازگرداندن انرژی الکتریکی یا شارژ به باتری یا دستگاه.

The action or process of restoring electrical energy or power to a battery or device.

«گوشی در حال شارژ شدن روی میز است.»

The phone is recharging on the desk.

«شارژ مجدد تقریباً دو ساعت طول می‌کشد.»

Recharging takes about two hours.

تفاوت با واژه‌های مشابه
replenishmentتجدید

رسمی. در معنای کلی برای تجدید منابع یا انرژی استفاده می‌شود.

Formal. Used broadly for restoring supplies or power.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000