در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بهصورت فرورفته یا داخل سطح یا دیوار قرار گرفته که یک حفره یا فرو رفتگی ایجاد میکند
Set back or sunken into a surface or wall, creating a hollow or indentation
«چراغهای فرورفته ظاهر تمیزی به اتاق دادند.»
“The recessed lights gave the room a clean look.”
«آنها یک قفسه فرورفته در داخل دیوار نصب کردند.»
“They installed a recessed shelf inside the wall.”
رایج و خنثی. اغلب هنگام توصیف مناطقی که زیر سطح اصلی هستند قابل تعویض است، مثلاً «قفسههای فرورفته» و «قفسههای داخلنشسته».
Common/neutral. Often interchangeable when describing areas set below the general surface level, e.g. 'sunken shelves' and 'recessed shelves'.
رسمی و رایج. معمولاً لبهها یا سطوح با انحنا یا نقصهای داخلی را توصیف میکند و میتواند به جای recessed در متنهای مشابه استفاده شود.
Formal/common. Usually describes edges or surfaces with inward curves or notches, usable instead of 'recessed' in similar contexts.