replenishment

re·plen·ish·ment/rɪˈplenɪʃmənt/
re-againplenishto fill-mentaction or process
noun (اسم)common

اسم — تجدید

تجدیدجبرانتامین مجدد

عمل پر کردن یا دوباره پر کردن چیزی.

The act of refilling or restocking something.

«تجدید منظم موجودی لازم است.»

Regular replenishment of stock is necessary.

«انبار تامین مجدد خودکار کالاها را انجام می‌دهد.»

The warehouse handles automatic replenishment of goods.

تفاوت با واژه‌های مشابه
refillingدوباره پر کردن

رایج. در بسیاری موارد به معنای افزودن دوباره به چیزی که کم شده است به کار می‌رود.

Common. Interchangeable in many contexts referring to adding more to something that is running low.

restockingدوباره موجود کردن

رایج. به ویژه در زمینه فروش یا تامین کالا استفاده می‌شود.

Common. Used especially in retail or supply contexts as a synonym.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000