refilling

re·fill·ing/ˌriːˈfɪlɪŋ/
re-againfillto make full-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — دوباره پر کردن

دوباره پر کردنمجدد پر کردن

عمل دوباره پر کردن چیزی

The act of filling something again

«دوباره پر کردن قمقمه یک دقیقه طول کشید.»

The refilling of the water bottle took a minute.

«او مسئول دوباره پرکردن جوهر پرینتر است.»

She is in charge of refilling the printer ink.

تفاوت با واژه‌های مشابه
replenishmentتکمیل مجدد

رسمی است. معمولا برای منابع یا موجودی‌ها به کار می‌رود.

Formal. Usually used for supplies or resources.

restockingتامین مجدد

رایج در بافت‌های تجاری برای تامین مجدد کالا.

Common in commercial contexts for refilling stock.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000