refill

re·fill/ˌriːˈfɪl/
re-againfillto make full
1verb (فعل)commonpast (گذشته): refilledpast participle (مفعولی): refilled-ing (حال): refilling3rd (سوم): refills

فعل — دوباره پر کردن

دوباره پر کردنمجدد پر کردن

پر کردن دوباره چیزی که خالی یا استفاده شده است

to fill something again after it has been emptied or used

«او لیوانش را دوباره با آب پر کرد.»

She refilled her glass with water.

«باید کارتریج چاپگر را دوباره پر کنم.»

I need to refill the printer’s ink cartridge.

تفاوت با واژه‌های مشابه
replenishتجدید کردن

رسمی. در زمینه موجودی یا مخازن قابل تعویض است — «موجودی را تجدید کردن» رسمی‌تر از «دوباره پر کردن» است.

Formal. Interchangeable in contexts like supplies or stocks — 'replenish the stock' is more formal than 'refill'.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): refills

اسم — پر کردن مجدد

پر کردن مجدددوباره پر شدن

مقداری از چیزی که برای پر کردن دوباره ارائه می‌شود، مانند مرتبه دوم یا ظرف جایگزین

an amount of something given or available to fill again, such as a second serving or a replacement container

«می‌توانم یک پر کردن مجدد قهوه داشته باشم؟»

Can I get a refill of coffee, please?

«این بطری همراه با دو پر کردن مجدد آمده بود.»

The bottle came with two refills.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reloadبارگذاری مجدد

عامیانه و فنی، مثلاً در زمینه مهمات یا نرم‌افزار؛ کمتر برای نوشیدنی یا غذا.

Colloquial and technical in contexts like ammunition or software; less common for drinks or food.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000