refight

re·fight/ˌriːˈfaɪt/
re-againfightto engage in combat
verb (فعل)commonpast (گذشته): refoughtpast participle (مفعولی): refought-ing (حال): refighting3rd (سوم): refights

فعل — دوباره جنگیدن

دوباره جنگیدنمجدداً مبارزه کردنباز دعوا کردن

دوباره جنگیدن، اغلب با مفهوم تکرار یک درگیری گذشته یا دوباره مطرح کردن یک بحث قدیمی.

To fight again, often with the implication of repeating a past conflict or revisiting an old argument.

«دو کشور برای از سر گرفتن مناقشه مرزی آماده شدند.»

The two countries prepared to refight the border dispute.

«بیایید نبردهای قدیمی را دوباره شروع نکنیم؛ باید به جلو حرکت کنیم.»

Let's not refight old battles; we need to move forward.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rehashدوباره بحث کردن

غیررسمی/مجازی. ارائه مطالب یا ایده‌های قدیمی به شکلی جدید (و اغلب خسته‌کننده)، یا بحث دوباره درباره‌ی مشاجرات قدیمی. در صورتی که 'مبارزه' صرفاً کلامی یا فکری باشد و نه فیزیکی، قابل جایگزینی با refight است. مثال: 'آنها همیشه درباره همان بحث‌های قدیمی دوباره صحبت می‌کنند' بهتر از 'آنها همیشه بر سر همان بحث‌های قدیمی دوباره می‌جنگند' است.

Informal/Figurative. To present old material or ideas in a new (often tedious) form, or to discuss old arguments again. Interchangeable with 'refight' when the 'fight' is purely verbal or intellectual, not physical. Example: 'They always rehash the same old arguments.' works better than 'They always refight the same old arguments.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000