اسم — تجدید موجودی
عمل یا فرایند جایگزین کردن موجودی یا ذخایر تمام شده.
The action or process of replacing depleted stock or supplies.
«فروشگاه از تجدید موجودی عمده اقلام محبوب خبر داد.»
“The store announced a major restocking of popular items.”
«بازپروری قفسهها یک کار روزانه برای کارمندان است.»
“Restocking shelves is a daily task for employees.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. یک مترادف نزدیک است که اغلب در زمینههای تجاری یا مدیریت موجودی استفاده میشود. 'تجدید تدارکات ضروری است.'
Formal. A close synonym, often used in business or inventory management contexts. 'The replenishment of supplies is essential.'
رایج. اغلب در زمینههای نظامی یا لجستیکی استفاده میشود. 'تامین مجدد نیروها حیاتی بود.'
Common. Often used in military or logistical contexts. 'The resupply of troops was critical.'
متضادها
فعل — درحال تجدید موجودی
شکل حال استمراری فعل 'restock' به معنای تجدید موجودی یا ذخیرهای از چیزی.
Present participle of 'restock', meaning to replenish a stock or supply of something.
«سوپرمارکت در حال تجدید موجودی بخش محصولات تازه خود است.»
“The supermarket is restocking its fresh produce section.”
«ما در حال بازپروری تدارکات اضطراری پس از طوفان هستیم.»
“We are restocking the emergency supplies after the storm.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اغلب به ظروف یا مقادیر کوچکتر اشاره دارد. 'او در حال پر کردن مجدد بطری آب خود است.' 'Restocking' معمولاً به موجودی در مقیاس بزرگتر اشاره دارد.
Common. Often refers to containers or smaller quantities. 'She is refilling her water bottle.' 'Restocking' typically implies larger scale inventory.
رسمی. مترادف مستقیم و اغلب قابل تعویض. 'سیستم در حال تجدید ذخایر انرژی خود است.'
Formal. A direct and often interchangeable synonym. 'The system is replenishing its energy reserves.'