replate

re·plate/ˌriːˈpleɪt/
re-again / backplateto cover or coat with a metal layer
verb (فعل)technicalpast (گذشته): replatedpast participle (مفعولی): replated-ing (حال): replating3rd (سوم): replates

فعل — دوباره آبکاری کردن

دوباره آبکاری کردندوباره روکشی کردن

دیگری بار فلز روی چیزی کشیدن، معمولاً با آبکاری الکتریکی.

To cover an object again with a layer of metal, typically by electroplating.

«بعد از سال‌ها استفاده، مجبور شدیم ظروف نقره را دوباره آبکاری کنیم.»

We had to replate the silverware after years of use.

«جواهر دوباره روکش شد تا درخشندگی‌اش بازگردد.»

The jewelry was replated to restore its shine.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000