replaceable

re·place·able/rɪˈpleɪ.sə.bəl/
re-againplaceto put-ablecapable of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more replaceablesuperlative (عالی): most replaceable

صفت — قابل تعویض

قابل تعویضقابل جایگزینی

قابلیت تعویض یا جایگزینی داشتن.

Capable of being replaced or substituted.

«اگر این قطعه خراب شود، قابل تعویض است.»

This part is replaceable if broken.

«مطمئن شوید که باتری‌های قابل تعویض بخرید.»

Make sure to buy replaceable batteries.

تفاوت با واژه‌های مشابه
interchangeableقابل تعویض

اغلب برای قطعات یا چیزهایی که بدون مشکل جابه‌جا می‌شوند به کار می‌رود.

Often used for parts or items that can be swapped without issue.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000