irreplaceable

ir·re·place·a·ble/ˌɪrəˈpleɪsəbl/
ir-negation / notreplaceto put in the place of-ablecapable of / can be
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more irreplaceablesuperlative (عالی): most irreplaceable

صفت — قابل جایگزینی نیست

قابل جایگزینی نیستبی‌بدیل

چنان ارزشمند یا منحصر به فرد که قابل جایگزینی نباشد.

Too valuable or unique to be replaced.

«سهم او در پروژه غیرقابل جایگزینی بود.»

Her contribution was irreplaceable in the project.

«موزه یک اثر هنری غیرقابل جایگزین از دست داد.»

The museum lost an irreplaceable artifact.

تفاوت با واژه‌های مشابه
uniqueمنحصر به فرد

رایج. تأکید بر یکتا بودن دارد اما همیشه روی قابلیت جایگزینی تأکید ندارد.

Common. Emphasizes one-of-a-kind nature but not always inability to replace.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000